تلقين عارف

حكايت شده كه يكي از عرفا بر جنازه اي حاضر شد،از او تمنا كردند براي ميّت

تلقين بخواند ،او ميّت را به اين دو بيت تلقين كرد.


گر  منع  كند  جمله  جهان  ،كردستم

لطف  تو  اميد ست  كه   گيرد   دستم

گفتي كه به وقت عجز  دستت  گيرم

عاجز تر از اين مخواه كاكنون هستم

 

اين رباعي زيبا از ابوسعيد ابوالخير است

گر در يمني چو با مني پيش مني           ور پيش مني چو بي  من  در  يمني

من با  تو  چنانم اي  نگار  يمني            خود در غلطم كه من توام يا تو مني


شاعري ديگر شعري قريب به اين مضمون دارد


گر با همه اي چو بي مني بي همه اي     ور بي  همه  اي چو  با مني  با همه اي