جمله های کوچک،درسهای بزرگ:
همنشین خوب از تنهایی بهترست و تنهایی از همنشین بد.
مردان موفق امروز کودکان جسور دیروزند.
اگر فرصت فکر کردن به بدبختی را نداشته باشی،خوشبختی.
استفاده از فرصت های کوچکی که داریم بهتر از آنست که منتظر شانس بزرگتری باشیم که شاید هیچ وقت نیاید.
طولانی ترین راهها با یک قدم کوچک آغاز میشود.
فکر های ما زندگی ما را می سازند.
اگر همیشه در حسرت زندگی دیگران باشید،فرصت لذت بردن از زندگی خود را از دست می دهید.
خاكستر نشين
آتش افسرده ی از کاروان وا مانده ام
همرهان رفته خاکستر نشینم کرده اند
واهب بختياري
كاروان
رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل
از کاروان چه ماند جز آتشی به منزل
اميدي تهراني
آب و آتش
در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم
عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم
با عشق آب عقل به یک جو نمی رود
بیچاره من که ساخته از آب و آتشم
شهريار
نان و ايمان
ابوالحسن خرقانی بر سر در مهمان سرایش نوشته بود ،نانش بده و از ایمانش مپرس.
دو نگاه
دو نگاهی که کردمت همه عمر نرود تا قیـــــــــــامت از یادم
نگه اوّلین که دل بــــــــــــردی نگه آخرین که جـــــــــان دادم
مناجات
یارب این بخشش نه حدّ کار ماست لطف تو لطف خفی را خود سزاست
دست گیر از دست ما ،ما را بخر پرده را بر دار و پرده ی ما مدر
باز خَر ما را از این نفس پلید کاردش تا استخوان ما رسید
از چو ما بیچارگان این بند سخت کی گشاید ای شه بی تاج و تخت
این چنین قفل گران را ای ودود که تواند جز که فضل تو گشود
ما ز خود سو تو گردانیم سر چون تویی از ما به ما نزدیکتر
این دعا هم بخشش و تعلیم تست گرنه در گلخن گلستان از چه رُست
تا بود چنين بود...
تاکی دلت از چرخ حزین خواهد بود با محنت و درد همنشین خواهد بود
خوش باش که روزگارپیش از من و تو تا بود چنین بود و چنین خواهد بود
هلالي
گريه
طفل یک روزه همی داند طریق که بگرید، تا رسد دایه ی شفیق
تو نمی دانی که دایه دایگان کم دهد بی گریه شیر او رایگان
گفت:فلیبکوا کثیراً،گوش دار تا بریزد شیر فضل کـــــــردگار
مولانا
دو ركعت عشق
«فی العشق رکعتین لا یصحُّ وضوءُ الاّ بالدّم»
عشق را دو رکعت است وضوی آن درست نباشد مگر به خون.
حافظ:
طهارت ارنه به خون جگر کند عاشق
به قول مفتی عشقش درست نیست نماز